أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )
132
الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )
است . « 619 » بيرونى داروشناسى را از جمله علومى مىداند كه براى سنت و عقايد شخصيتهاى معتبر و با صلاحيت اولويت قائل است و به همين جهت نقلهاى فراوان از منابع گوناگون مىآورد تا آنجا كه گويى صيدنه با استفادهء كامل از تأليفهاى ديگران نوشته شده است . برخى از عنوانها چنان انباشته از نقلقولهاست كه در تمام موارد نمىتوان با اطمينان كامل مشخص كرد كه اين عقيدهء شخصى بيرونى است كه نتايج مشاهدات خود را شرح مىدهد يا برخوردش به اين يا آن اظهار ديگر مؤلفان است . البته ، هنگامى كه بيرونى در مقام اول شخص سخن مىگويد مسئله به سادگى حل مىشود . مثلا در شمارهء 38 : « اظن انا » ( مىپندارم ) ؛ شمارهء 60 : « و كنت قطعت منه » ( يك جورى بريدم ) ؛ شمارهء 191 : « و كنت اراه فى الجبال » ( آن را در كوهها ديدهام ) ؛ شمارهء 506 : « فلا ادرى المعدنى » ( نمىدانم كه آن معدنى است ) . « 620 » اما در آن موارد كه در متن عربى چنين شاخصهاى بىواسطهاى وجود ندارد ، بايد از ترجمهء فارسى صيدنه پيروى كرد . مطلب در اين است كه كاسانى مؤلف متن فارسى صيدنه مىكوشد تا نقل قول مستقيم بيرونى را در متن مشخص كند و براى اين منظور ، قطعاتى را كه متعلق به بيرونى مىداند با « ابو ريحان گويد » شروع مىكند . ما نيز اهميت اين تذكر كاسانى را در نظر گرفتهايم و آنها را در يادداشتها گنجانيدهايم . « 621 » مىدانيم كه صيدنه به صورت چركنويس بهجا مانده و تصحيح نهايى در آن صورت نگرفته كه خود يكى از علتهاى نادرستى نسخههاى بعدى بوده است . تنها دستنويس عربى آنكه به ما رسيده چنان ناقص است كه نشر كامل صيدنه از روى آن امكانپذير نيست . « 622 » به همين جهت هنگام آماده كردن صيدنه براى چاپ ، لازم آمد تا كار ( 619 ) . الجماهر ، 92 - 151 . نظر مهيرهوف نيز درباره شمارهء 740 همينگونه است Vorwort ) ، ص 15 ) ، هرچند كه آن را مىتوان ، البته به نظر ما ، از ساخته و پرداختههاى خود بيرونى دانست . ( 620 ) . نيز نك . شمارههاى 19 ، 91 ، 108 ، 202 ، 206 ، 215 ، 219 ، 374 ، 674 ، 753 ، 839 ، 921 ، 963 ، 974 و جز اينها . ( 621 ) . نك . به « ابو ريحان » در فهرست نامها . ( 622 ) . اين وضع بارها به وسيلهء مهيرهوف ، نخستين پژوهشگر صيدنه خاطرنشان شده است . نك . Vorwort ، ص 11 ، 13 ، 22 ، 52 ؛ مهيرهوف ، Etudes ، 140 ؛ قس . OLZ , Krause ، 539 ؛ DI , Krause ، XXII ، 268 ؛ ابو حنيفه ، ص 13 .